There's a hunger still unsatisfied
دلم میخواست
میدانستم چه پوشیده ای به کجا نگاه میکنی چه میگویی چرا اخم کردی ریش هایت چقدر در آمده
همه ی اینها و خیلی های دیگر
که هیچ مهم نمی شدند اگر بودی
هیچ...
در شماره، حماقت هایتان از گناهان نکردۀ من افزون تر است.
هوم ...
-شاملو
It's not enough, it's not enough
انقدر دوری تو
صدای خنده ها را هم نمیشنوی
چه برسد به بغض ها
Private Fear in Public Places
جدیدآ پرایوِت فیِر این پابلیک پلیسِز پیدا کرده ایم ما !
Animals
تو به من میگی
"دیشب خواب دیدم دم در خونه ی تو ایستادم
که در میزنم
که باز نمیکنی
که چشم میندازم اطراف خونه
یه شیر آب هست اونو باز میکنم که یهو میبینم دارم میدوم تو
میدوم از در تو
همه جا سیل اومده
تو بالای یک جایی ایستادی
میخندی
صدات میپیچه تو خونه مثل وقت هایی که تو کافه میخندیدی
من دارم غرق میشم که بیدار میشم
اما شادم
با اینکه داشتم خفه میشدم
عجیب نیست؟
"
و من میفهمم تو هیچ چیز از فروید نمیدانی
هیچ چیز...
یک چیزی در من
دلتنگ
یک چیزی در توست
همین حالا ...
یه کسی که همیشه باشه
همه جا باشه
حتی وقتی نیست هم باشه
نه اصلآ همین حالا
فقط همین حالا که تب و غصه و تنهایی دارم باشه
حالا باشه
باشه
نیست اما
نیست
پ.ن
گریه...
نیست
کسی فکرِ
حرفهایی که تو حامله میشوی
-هر روز
هر شب-
کورتاژ میکنی
نه
سرشان شلوغ است که هر روز یک گه تحویل جامعه بدهند
نکند بچه ها بچه ها بچه ها بچه ها
توی جوب
یا فلانی پسشان بیندازد ته کدام قبرستانی
یا کدام خانوم دکتری بگیرد بکشدشان بیرون زودتر از موعود
یا لوله ی چپشان بسته نشود یا راستشان
یا هر چی که نکند دیر بشود یا نشود
نه نیست
حواسشان به خونابه هایی که دنبال ما
اینجا
هر جا که میرویم
سرازیر میشود
بچه هایی که پس میندازیم نصفه مرده معلول نقص عضو.....
آنجا آن بالا زیر استخوان پیشانی
که کسی نیست تسلیت بگوید
ببیند ببیند ببیند...
